مرتضى مطهرى

504

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ايدئولوژى و جهان بينى مطلب ديگرى كه اينجا يك نوع خدشه و مناقشه‌اى شايد در اصطلاح مىشود در آن كرد و به هر حال مطلب مفيدى است اين است ؛ مىگويد : ايدئولوژى عبارت از جهان بينى موجود در بين مردم در هريك از مراحل تاريخى است . بدين جهت ايدئولوژى اعم از بديهيات و عقايد و مذاهب و عادات و امثال آنها مىباشد . ايدئولوژى را نمىشود با جهان بينى يك چيز دانست ؛ جهان بينى يك چيز است ، ايدئولوژى چيز ديگرى است . يا حداكثر بايد بگوييم جهان بينى زيربناى فكرى هر ايدئولوژى است . انسان يك نگرش به هستى دارد كه هستى را به گونه‌اى تفسير مىكند . اين را مىگويند جهان بينى . ريشهء اين نگرش و تفسير از هستى گاهى مذهب است ، مىگوييم جهان بينى مذهبى . ممكن است فلسفه باشد ، مىگوييم جهان بينى فلسفى . ممكن است به قول اينها علوم باشد ، مىگوييم جهان بينى علمى . جهان بينى يعنى آن نوع خاص از نگرش به هستى و نوع خاص تفسير از هستى ، كه قهراً خيلى هم مختلف مىشود : جهان بينى مادى نوعى تفسير از هستى است و جهان بينى الهى نوع ديگر تفسير از هستى است . انسان داراى دو جنبه است . اينكه از قديم هم گفته‌اند حكمت نظرى و حكمت عملى ، همين است . قدما مىگفتند نفس انسان داراى دو وجهه است : يك وجهه به اصطلاح رو به بالا دارد كه از آن وجهه و چهره مىخواهد جهان را ببيند آنچنان كه هست ، يعنى جهان بينى . يك وجههء ديگر دارد و آن اين است كه مىخواهد خود را يا جهان را آنچنان كه مىخواهد ، بسازد . اخلاق يعنى يك نوع دستگاه ايده براى انسان كه من بايد فرداً چگونه باشم ، جامعهء من بايد چگونه باشد . انسان با يك چشم هستى را مىبيند و تفسير مىكند ، با چشم ديگر طرح براى خودش و براى جامعه‌اش مىريزد كه جامعه را اينچنين بسازد . تفكرش در نوع اول از قبيل جملهء خبريه است : جهان اينچنين است ، جهان آنچنان است . خدا هست ، خدا نيست . قيامت هست ، قيامت نيست . من يك موجود صد درصد مادى هستم ، من مادى نيستم . جمله‌هايى كه در جهان بينى وجود دارد همه جمله‌هاى خبريه است . ولى انسان در آن ديد ديگر و در آن جبههء ديگر هميشه ( هيچ وقت فارغ از اين نيست ) مىگويد بسيار خوب ، جهان اينچنين است حالا من بايد چگونه باشم ؟ امر است : بايد من چنين باشم ، بايد چنان باشم . يك وقت مىگويد كه من بايد دم غنيمت شمار باشم . هميشه ايدئولوژى بر روى جهان بينى استوار است . چون جهان هيچ در هيچ است و در جهان هيچ حساب و كتابى نيست